سلام!!!
دقیقا 25 روز دیگه امتحان دارم اما اوضاع درس خوندنم همچنان نا به سامانه ... آخه نه اعتیاد من ،به نت وبگردی و اینا درس میشه ، نه از خواب و بیرون رفتنام و تل و اینا کم میکنم ، دیگه ماه رمضونم هس ... خب نمیشه درس خوند ، چی کار کنم؟!! تازشم ، هر روز از اینور اونور اخبار و آمار جالبی میرسه که کلا آدم یه چند روز میره تو استند بای ، تا ری استارت شه ، طول میکشه... اصلا من تا به خودم بیامو بشینم سر درسو مشق ، علوم پایه ی ما که هیچی ، سال پایینی هامونم میان امتحانشونو میدن و میرن ، اونوقت من همچنان یه دست زیر چونه ، دارم جلو مانیتور وبلاگ میخونم... یعنی مدیونین اگه سر راهتون "مرکز ترک اعتیاد نت ،تل،خواب "ببینینو به یادم نباشین!![]()
دلم نمیخواد این روزا تند بگذرن ... نه به خاطر درس و علوم پایه ... آخه چه تند چه کند من بازم درس نمیخونم!دیگه خیلی برام مهم نیس! نمیخوام زود بگذره ،چون نمیخوام حس خوب این روزا زود تموم شه ... میخوام تک تک لحظه هاشو خوبه خوب حس کنم ... میخوام چشمامو ببندم و از شاد بودنم لذت ببرم!
ولی ته دلم میترسم ... شک دارم ... میدونم نباید عادت کنم به چیزی که قسمتم نیس ... میدونم نباید شروع کنم از جایی که یکبار تمومش کردم ... اما گاهی یه چیزایی هست که باعث میشه نتونی مقاومت کنی ،گاهی لازمه که تسلیم احساست بشی و اعتراف کنی ...
میدونم دارم ریسک میکنم اما نمیتونم تغییرات رو انکار کنم ... خیلی ساده دارم وارد یه بازی پیچیده میشم ...
این روزا لا به لای شیارهای زندگی "خدا" رو بیشتر احساس میکنم ...این روزا بیشتر از قبل تجربش میکنم ...بیشتر باورش دارم ...
پ.ن: دلم میخواد دفعه بعد که میام اینجا دیگه دغدغه علوم پایه رو نداشته باشم! هر چی که هس میخوام زود تموم شه... میرم تا بعد از علوم پایه برگردم
تو مشکلات گاهی باید سکوت کرد، شاید خداوند حرفی برای گفتن داشته باشه